مسیریابی و طراحی پلان مسیر نخستین مرحله در طرح هندسی مسیر می باشد. طراحی مسیر پس از مشخص نمودن نقاط ابتدا و انتها و همچنین نقاط اجباری مانند نقاط دیدنی، مراکز جمعیتی، مسیل ها، گذرگاه های کوهستانی، مناطق باتلاقی، عبور مسیر از مناطق آفتابگیر، محل های عبور از رودخانه و ...، اقدام به طراحی چندین واریانت مختلف می شود. علاوه بر در نظر گرفتن وضعیت توپوگرافی زمین سایر ملاحظات فنی، اجتماعی و اقتصادی نیز در طراحی مسیر مورد توجه قرار می گیرد. مهمترین این ملاحظات که بر روی کارایی، ایمنی و هزینه های مستقیم و غیر مستقیم راه تاثیر می گذارند به شرح زیر می باشند:
دسترسی: از نظر ساختن دسترسی بین مبدا و مقصد مسیر مستقیم بهترین مسیر است.
عوارض طبیعی: پستی و بلندی های مسیر و وجود کوه و دریاچه و رودخانه که در گذشته بعنوان تنها عامل تعیین کننده مسیر راههای بیابانی در نظر گرفته می شد، هنوز هم در مناطق کوهستانی همه عوامل تحت الشعاع قرار می دهد.
ضوابط طرح هندسی: نظیر حداکثر شیب، حداکثر طول شیبدار، حداقل شعاع قوسها، مقاطع عرضی و نظایر آن در تعیین مسیر مخصوصا در مراحل قطعی شدن مسیر راه اهمیت عمده دارند.
زمین شناسی: مطالعه زمین شناسی مسیر راه از نظر ثبات و استحکام و احتمال لغزش و ریزش و نشست لایه های بستری که راه بر آن قرار می گیرد لازمست.
نگه داری راه: انتخاب مسیر در چگونگی و مخارج نگه داری و حفاظت راه تاثیر عمده دارد.
زیبایی راه: بخش زیادی از زندگی مردم در حال حرکت و عبور از راههای شهری و بیابانی می گذرد و بنابراین سعی باید کرد که راه و اطراف آن به نظر مسافران زیبا و مطلوب باشد.
حفظ محیط طبیعی: محیط طبیعی به خاطر ارزش هایی که از نظر زیبایی و گردشی دارد و همچنین به خاطر حفظ نظام زیستی گیاهان و حیوانات باید حفاظت گردد مخصوصا امروزه که مسئله محیط زیست بعنوان یکی از مسائل بحرانی زندگی بشری تبدیل شده است.
حفظ محیط انسانی: هیچگاه نباید برخلاف بسیاری از طرح ها که تاکنون انجام گردید فراموش کرد که هدف اصلی از ایجاد هر راهی فراهم ساختن زندگی بهتر برای انسان هاست.
مخارج ساخت راه: عامل بسیار عمده ای است که در تمامی مراحل مطالعه مسیر و طرح راه نباید فراموش شود.
در طراحی مسیر باید به نکات زیر نیز توجه کرد:
قرار گیری افقی تا حد ممکن باید از جهت مبدا و مقصد پیروی کند اما در عین حال قرار گیری باید از عوارض طبیعی نیز پیروی کند، خط روانی که از شکل کلی خطوط تراز طبیعی پیروی می کند از نظر زیبایی به قسمت هایی طولانی مستقیم که منطقه را به دو تکه جدا می شکند ترجیح دارد.·
از حداقل قوس ها باید به ندرت و فقط در شرایط بسیار مشکل استفاده کرد. همه جا سعی باید کرد که شعاع قوس ها زیاد گرفته شود. زاویه مرکزی قوس ها باید تا آنجا که عوارض زمین اجازه می دهد کوچک گرفته شود تا به این ترتیب راه تا حد ممکن به طرف مقصد جهت گیری کرده باشد. به استثنای راههای دو خطه که از نظر ظرفیت و ایمنی قسمت های مستقیم برتری دارد، باید انحراف دو جهت را با طولانی ترین قوس ممکن پوشاند.
همواره باید سعی کرد تا قرار گیری یکدست باشد. قوس های تند را نباید در انتهای قسمت مستقیم طولانی قرار داد. از نظر تغییر ناگهانی شعاع قوس ها باید خودداری شود. تا جاهایی که الزاما قوس تندی وجود دارد، نباید آنرا بلافاصله بعد از قوس پر شعاع قرار داد، بلکه باید سعی شود که قبل از قوس تند قوسهای ملایمتری که شعاع آنها بتوالی کم می گردد، قرار گیرد.
در مواقعی که زاویه تغییر جهت کوچک است قوس را باید طولانی گرفت تا راه شکسته به نظر نرسد. حداقل طول قوس برای تغییر زاویه 5 درجه 150 متر است و هرچه زاویه انحراف از 5 درجه کمتر باشد طول قوس از 150 متر به نسبت 30 متر برای هر درجه کمتر، زیادتر گرفته می شود.
به استثنای قوس های پر شعاع، از قرار دادن قوس در روی خاکریزهای بلند و طولانی باید خودداری کرد. زیرا در صورت عدم وجود اشیای نظیر شیروانی خاکبرداری و درخت در کنار راه برای رانندگان مشکل است که شعاع قوس را تشخیص دهند و حرکت وسیله را با آن متناسب سازند. علاوه بر این، وسیله خارج از کنترل در چنین شرایطی فوق العاده خطرناک است. با قرار دادن علایم می توان از خطر جلوگیری کرد.
قوس های مرکب (قوس هایی که دو یا بیشتر از دو قسمت دایره های با شعاع های متفاوت تشکیل شده است) را بدون مطالعه و دقت نباید مورد استفاده قرار داد. استفاده از قوس های مرکب مخصوصا در عوارض طبیعی سخت کار مسیر گذاری را ساده می سازد.
جهت قوس نباید به طرز ناگهانی عوض شود. در فاصله بین دو قوس مختلف الجهت باید قطعه مستقیمی که حداقل برای سرشکن اضافه ارتفاع و یا قوس اتصال لازمست قرار گیرد.
فاصله مستقیم و بین دو قوس همجهت نباید کوتاه باشد. قرار دادن قسمت کوتاه مستقیم بین دو قوس هم جهت خطرناک است زیرا که اکثر رانندگان انتظار قرارگیری دو قوس همجهت را بدنبال یکدیگر ندارند. در شرایطی که عوارض زمین ایجاب می نماید که دو قوس همجهت در نزدیکی هم قرار گیرند، استفاده از قوس های اتصال و یا قوس های مرکب در فاصله دو قوس دایره بر خط مستقیم برتری دارد. در مواردی که طول خط مستقیم بین دو قوس همجهت حدود
500 متر و یا بیشتر از آنست مشکل فوق وجود ندارد.
برای جلوگیری از ظاهر نا همخوان و آشفته راه ، قرار گیری در سطح افقی را باید همراه و هماهنگ با طرح نیمرخ طولی انجام داد. طراح باید پلان و پروفیل را همزمان با یکدیگر طرح کند و در صورت نیاز مسیر را اصلاح نماید.
با در نظر گرفتن موارد بالا:
سعی می شود حتی الامکان بین خطوط فرعی حرکت کرده و تا جائیکه امکان دارد خطوط تراز کمتری قطع شود، همچنین از رفتن به ترازی و سپس برگشتن به تراز قبلی خودداری می شود تا از شکل گیری تپه و چاله در پروفیل طولی اجتناب شود.
L=(H2-H1)/i
با رسمی خطوطی که هم ما را به مقصد می رساند و هم ترازهای کمتری را قطع می کند و همچنین دارای طولی بیشتر از طول حداقل ست، خطوطی شکسته بدست می آیند که نیاز به اصلاح دارند؛ این اصلاح بوسیله سعی و خطا و بر اساس تجربه بدست می آید.
همانند هر روند طراحی (که نیاز به سعی و خطا وجود دارد) بعد از ترسیم قوس های افقی، پروفیل طولی مسیر رسم شده و در صورت نیاز مسیر اصلاح می شود (به طور مثال اگر در پروفیل طولی تپه ای وجود داشته باشد، به این معناست که خطوط تراز زیادی در ناحیه کوچکی از مسیر قطع شده اند و باید مسیر را تغییر داد و مواردی از این دست، که در صورت با تجربه بودن طراح عمل سعی و خطا به حداقل می رسد).
اگه خدا خواست و نمره پروژه م رد شد، پروژه راهم رو حتما تو سایت آپلود می کنم